تبليغاتX
انتقاد

enteghadirani

رحيم

enteghadirani

http://enteghadirani.blogfa.com

انتقاد

انتقاد

انتقاد

مقاله های انتقادی و اخبار

انتقاد

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

انتقاد
مقاله های انتقادی و اخبار


لينک دوستان


آمار و امکانات



تبليغات

تبليغات
محل تبليغ شما

جملاتي از نصرالله كه از تلويزيون پخش نشد

 
بنياد شهيد و امور ايثارگران به مناسبت بزرگداشت روز خبرنگار تعدادي از اصحاب رسانه را به مركز فرهنگي سيدالشهداء(ع) دعوت كرد كه در اين مراسم بيژن نوباوه خبرنگار واحد مركزي خبر به عنوان نماينده خبرنگاران براي سخنراني پشت تريبون قرار گرفت.
وي به مصاحبه اخيرش با سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان اشاره كرد و گفت: در بخشي از مصاحبه كه احتمالا از سيما پخش نشود، سيد حسن اعلام كرد؛ «حاضريم قطعه قطعه شويم تا ايران عزيز باشد اگر ايران عزيز باشد همه ما هستيم، من يك سرباز كوچك امام خامنه‌اي هستم. در مارون الراس 40 نيروي حزب الله در برابر يك لشكر از رژيم صهيونيستي ايستادگي كردند و تنها 13 نفر از آنان در آنجا به شهادت رسيد. بچه هاي حزب الله با نام امام خميني(ره)‌ حركت كردند، از امام حسين(ع) استعانت گرفتند و سلام و درودشان به مردم ايران بود.
مصاحبه بيژن نوباوه، خبرنگار واحد مركزي خبر با سيد حسن نصرالله دبير كل جزب الله لبنان، شنبه شب از شبكه اول سيما پخش شد و در آن به مسائل مقاومت 33 روزه حزب الله در برابر رژيم صهيونيستي و مسائل منطقه اي و بين المللي پرداخته شد.

|+| نوشته شده در 86/05/22 | نوشته شده توسط رحيم
ابهام در تشكيل پرونده براي خاتمي در دادگاه ويژه
 
به گزارش «جهان» يك منبع آگاه در دادگاه ويژه روحانيت قم، در رابطه با خبر منتشر شده در برخي سايت‌ها، مبني بر تشكيل پرونده عليه سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق كشورمان در اين دادگاه گفت: چندي پيش جمعي از روحانيون حوزه علميه قم با مراجعه به اين دادگاه، خواستار تشكيل پرونده براي خاتمي به دليل دست دادن با چند زن در ايتاليا شدند، كه اين دادگاه اعلام عدم صلاحيت براي تشكيل آن كرده و اين موضوع به دادگاه ويژه روحانيت تهران انتقال داده شده است، بنابراين پرونده‌اي در اين رابطه در دادگاه ويژه روحانيت قم تشكيل نشده است.


 

 چندي پيش در برخي سايت‌هاي خارج و داخل كشور فيلمي به نمايش گذاشته شد كه در آن خاتمي با چند زن در سفر خود به ايتاليا، دست مي‌دهد كه اين امر از سوي بنياد باران و شخص خاتمي تكذيب شد، اما بر خي از روحانيون حوزه علميه قم با امضاي طوماري در اين رابطه، خواستار پي‌گيري اين موضوع از سوي دادگاه ويژه روحانيت شدند.

|+| نوشته شده در 86/05/22 | نوشته شده توسط رحيم
انتقاد كيهان به سریال یانگوم و طرفداران
شايد كمتر كسي از تماشاگران تلويزيون باشد كه با شخصيت دختر جواني به نام «يانگوم» آشنا نباشد. دختري جوان كه در دربار سلطنتي قرن هفدهم كره، ابتدا در آشپزخانه خدمت مي كرد و بعد هم طي فعل و انفعالاتي تبعيد شد، اصول پزشكي آموخت و در بازگشت، اولين پزشك زن دربار شاه و ملكه كره شد و به درمان خاندان سلطنتي و درباريان پرداخت.
سريال «جواهري در قصر» كه به زندگي «يانگوم» مي پردازد، تا آنجا كه تلاش دختري جوان و يتيم را نشان مي دهد كه بدون هراس از مشكلات و سختي ها، با استعانت از خداوند و با عزمي راسخ، مقابله با بدخواهان و حسودان را تنها با آموزش علم و دانش و كوشش و تقلاي بي وقفه دنبال مي كند و با همين تلاش و كوشش است كه در هر گام موفق مي شود، قابل قبول و تا حدودي آموزنده به حساب مي آيد.
 اما وقتي خداي ناكرده همين كاراكتر در كنار شخصيت هاي بي مانند ديني و ملي و اخلاقي كه از ديدگاههاي مختلف، اسطوره هاي والاي تاريخ بشريت به شمار آمده اند و همچنين بالاتر از نمونه هاي اخلاق و رفتاري گرانقدر اين سرزمين، بخواهد الگوي نسل جوان قرار گيرد، آنگاه همه آن جنبه هاي مثبت به ضد خود بدل شده و در جهت اهداف دشمنان ديرين اسلام و ايران، تاثيرات منفي جبران ناپذيري برجاي خواهد گذارد.
به گزارش كيهان، سالهاست كه دشمنان هميشگي اين مرز و بوم سعي داشته اند در مقابل الگوهاي ترديدناپذير اسلامي و شيعي مردم، نمونه هايي قلابي و تقلبي را با تبليغات و پروپاگانداي شديد در ذهن و روح آنها نفوذ دهند تا به آساني بتوانند منابع و ذخاير مادي و انساني و معنويشان را غارت نمايند. زماني با ناسيوناليسم و تاريخ باستان، زمان ديگر با روشنفكرنماها و شبه روشنفكران و گاهي هم با چهره هاي مشكوك غربي و شرقي كوشش كرده اند تا الگوهاي واقعي اسلامي و ايراني را در ذهن جوانان ايراني كم رنگ نمايند. اينك دايره اين تلاش به سريال هاي تلويزيوني كه از رسانه ملي به نمايش درمي آيد نيز كشيده شده است.
از ياد نبرده ايم كه زماني اين سوءاستفاده در مورد سريال هايي همچون «سالهاي دور از خانه» و كاراكتري مانند اوشين صورت گرفت كه او را تا حد قديسين مذهبي نيز رساندند. و امروز نيز چنين تبليغات انحرافي در مورد كاراكتر مشابه ديگري به نام «يانگوم» صورت مي گيرد. كاراكتري كه نهايت آرزو و آمالش خدمت به دربار سلاطين و شاهان است و اغلب لحظات مثبت اين سريال در خوش آمد شاه و ملكه و عاليجنابان و درباريان مي گذرد. «يانگوم» لحظاتي شاد و راضي و سرخوش است كه توانسته باشد، رضايت ملكه يا مادر شاه را جلب كرده باشد و در حالي كه مردم فقير كره در اثر بيماري هاي واگيردار، گروه گروه جان مي سپارند، حتي لحظه اي دگرگوني مزاج مادر شاه براي وي نگران كننده و اضطراب آور است!!
اما اينك براي بزرگ كردن و الگوسازي از چنين كاراكتري، مطبوعات زرد و نشريات شبه روشنفكري، دست به دست هم داده اند تا در كنار باندهاي قاچاق فيلم هاي غيرمجاز خارجي و همچنين برخي ارباب تسامح و تساهل در شبكه دوم سيماي جمهوري اسلامي، از «يانگوم» شخصيتي ملي و الگويي بي مانند براي مردم بسازند.

فقط به تيترهاي نشريات موسوم به زرد توجه كنيد كه هر هفته با خبري از يانگوم كيوسك مطبوعاتي ها را به تسخير خود درآورده اند:
«عشق آتشين يانگوم»
«يانگوم بچه دار مي شود»
«يانگوم به تهران مي آيد»
«پيام يانگوم به علاقمندان ايراني اش»
«دلائل شكست تيم ملي فوتبال از زبان يانگوم»
«يانگوم در بيمارستان بستري مي شود»
«مصاحبه اختصاصي با يانگوم» و...
انبوه مطالب و اخبار جعلي از يانگوم، تيتر اصلي بسياري از مجلات و روزنامه هاي معلوم الحال مي شود (يادش بخير زماني اگر به اين صورت، برخي مجلات و نشريات به دامن ابتذال رسمي مي افتادند، لااقل هيات نظارت بر مطبوعات، يك اخطارهايي مي داد ولي امروز گويي همه چيز به خير و خوشي پيش مي رود!!!) و در كنار آنها روزنامه شبه روشنفكري «هم ميهن» (قبل از توقف انتشار) به قول خودشان در قلب پوپوليسم قرار مي گيرد و ويژه نامه اي را با عكس درشت يانگوم بر روي جلد به اين سريال و كاراكتر اختصاص مي دهد كه ضمن شرح كامل ماوقع و بيان داستان و ماجراي يانگوم به اصطلاح واقعي، تبليغي هم براي DVD هاي كامل آن مي كند. (معلوم نيست بين مافياي قاچاق فيلم هاي غيرمجاز قانوني و سردمداران موسوم به اصلاح طلب روزنامه «هم ميهن» چه تباني هاي سياسي و اقتصادي وجود داشته كه به نظر كشف و افشاي آن وظيفه وزارت اطلاعات باشد تا لااقل براي يك بار هم كه شده پرده از روابط پنهاني باندهاي عظيم ورود فيلم ها و CD ها و DVDهاي مخرب به كشور برداشته شود كه چگونه با صرف ميليون ها دلار، در كمترين مدت، اين فيلم ها وارد كشور شده و در تيراژ وسيع در سراسر اين سرزمين با زيرنويس فارسي توزيع مي شود تا ضدارزشي ترين مفاهيم و افكار بر عليه اسلام و ايران را در ميان اذهان نسل جوان تكثير و پخش كنند. آنچه كه از هزاران تن مواد مخدر و افيوني، خطرناك تر و ويران كننده تر است.)
بلافاصله همان DVDها در تيراژ وسيع در برخي فروشگاههاي محصولات فرهنگي عرضه شد و بعضا نيز با ارائه شماره تلفني، آن را به طور رايگان تا در منزل آورده و مي آورند. (تهاجم فرهنگي از اين سهل و آسان تر؟!). راستي در اينجا وظيفه نهادهاي فرهنگي و امنيتي و انتظامي چيست؟
از طرف ديگر گفته شد كه شبكه دوم سيما (شبكه پخش كننده سريال جواهري در قصر) براي تبليغات افزونتر اين سريال، تمهيدات ويژه اي درنظر گرفته و با پول بيت المال يكي از مجريان برنامه «مردم ايران سلام» (منصور ضابطيان) را در جريان برگزاري جام ملت هاي آسيا، به بهانه اين جام روانه كره جنوبي كرده (معلوم نيست چگونه مسئولان صداوسيما خبرنگار خود را به جاي كشورهاي برگزاركننده مسابقات به كره جنوبي فرستادند!!) تا ضمن تهيه گزارش از پشت صحنه سريال «جواهري درقصر» (احتمالا خريد آن از تلويزيون كره)، گفت وگويي هم با بازيگر نقش يانگوم داشته باشد كه در آن بيشتر شاهد توصيه هاي اخلاقي و رفتاري اين خانم باشيم. اين در حالي است كه مدتها پيش بر روي وب سايت هاي هوادار اين سريال و كاراكتر يانگوم، عكس هاي مختلفي از اين بازيگر منتشر شد كه تصاوير مستهجني از وي را به نمايش مي گذارد و نشان مي داد كه ايشان برخلاف تبليغات رسانه اي در ايران، چندان هم به مباني اخلاقي و رفتاري لااقل از ديدگاه فرهنگ ديني و ملي ما، معتقد نيستند.

نمي دانم آن پشت صحنه و گفت وگوي ذكر شده از برنامه «مردم ايران سلام» تا زمان انتشار اين مقاله پخش گرديده است يا نه؟ ولي همينقدر مي دانم كه خود مجري برنامه بارها براي پخش آن تبليغ كرد و وعده نمايشش را به مردم داد.
خلاصه كلام اينكه، مسئولان فرهنگي مي بايست در مقابل اينگونه الگوسازي هاي انحرافي و ضدارزشي، حساسيت بيشتري از خود نشان داده و يا حداقل آب به آسياب آن نريزند. يادمان نرود كه اينگونه الگوسازي ها همواره از موثرترين طرح ها براي پيشبرد تهاجم فرهنگي در كشورهاي اسلامي بوده است.

|+| نوشته شده در 86/05/22 | نوشته شده توسط رحيم

بی حجابی اجباری ،حجاب اجباری 

از سال های اول انقلاب تاکنون مسئله حجاب يکي از مسائل چالش برانگيز حوزه زنان بوده است، که برخی زمان ها جنبه حاد و در برخی اوقات نمود کمتری داشته است. از همان زمان در نگاه بخشی از دولتمردان، زنان همواره به عنوان عاملان فساد، انحراف، مخل امنيت اجتماعی و ... در جامعه تلقي شده اند.
از اين رو بيانات و اقدامات مسئولين چه در نظر و چه در عمل طيفي از کارفرهنگي تا برخورد و زندان برای زنان را دربرداشته است.
در فروردين ماه سال 1386 اولين ماه سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" سردار رادان رئيس پليس تهران از طرح مبارزه با بدحجابی خبر داد که طی اين طرح پليس اجازه می يافت به حوزه نحوه پوشش زنان و برخورد با آنان وارد شود. البته اين طرح پس از چند روز به طرح " افزايش امنيت اجتماعی و اخلاقی" تغيير نام داد.
پس از اعلام نظر رئيس پليس تهران و مصاحبه مدير کل مبارزه با مفاسد اجتماعی هر روز صفحات روزنامه ها مملو از اخبار مربوط به زنان و برخورد پليس با آنان است. زنان از خود مي پرسند که تا چند سال بايد تاوان تصميم گيری های منفعلانه و برخوردهای سياسي را بپردازند و تا چه زماني دولت ها بايد به خود اجازه دهند که به حيطه خصوصي افراد وارد شوند؟
به افرادي که چنين تصميماتي را براي نيمي از جمعيت کشور اتخاذ مي کنند توصيه مي شود که قبل از ورود به عمل، يک نظرسنجي واقعی از حلقه کوچک خانواده و زنان فاميل به عمل آورند و نظر آنان را به عنوان يک زن در زمينه چنين اقداماتي جويا شوند؟!
سال 1357 زمانــي که زنـان دوشادوش مردان بــراي تغيير رژيم شاهنشاهي به جمــهوري و کســب آزادی تــلاش
مي کردند و در صحنه حضور فعال داشتند هرگز تصور اين گونه بی حرمتی ها را نمی کردند. دختران و پسران پليسي که امروز آن ها را به مواجهه با مادران و مادر بزرگانشان روانه کوی و برزن می کنيد هنوز به دنيا نيامده بودند. امروز به فرزندان نسل سوم انقلاب اجازه داده ايد با برخوردهاي خشن و ناپسند با زناني که به زعم آنان حجابشان کامل نيست مواجه شوند و به قول مسئولين نيروي انتظامي آنان را ارشاد کنند! چرا از گذشته پند نمي گيريم؟ آيا رضا شاه در بي حجابي اجباري موفق شد که اين حکومت انتظار دارد در حجاب اجباري موفق شود؟ اين گونه برخوردهاي غيرمتعارف با زنان همچنان که تاکنون نتيجه نداشته، پس از اين هم به ويژه در درازمدت نتيجه اي نخواهدداشت. زيرا مسائل اجتماعی فرآيندی است که ريشه درعملکرد گذشته حکومت هاوعوامل مختلفی چون اقتصاد، فرهنگ، سنت، دين وغيره دارد، که خود ناشی ازتصميم گيری های غيرمنطقی تصميم گيران گذشته وحال است.

از يک سو نيروي انتظامي اجازه برخورد با زنان را براي نيروهاي خود صادر مي کند و از سوي ديگر با اعلان شماره تلفني از مردم مي خواهد که اگر تخلفي در اين برخوردها مشاهده کردند با آن شماره نيروي انتظامي را در جريان امرقرار دهند! اين تناقض را چگونه مي توان حل کرد؟ کل موضوع، مورد انتقاد مردم، زنان، کارشناسان و متخصصين مسائل اجتماعي است، حال نيروي انتظامي اصل موضوع را رها کرده و جزء را که رفتار پليس در هنگام تذکر و يا دستگيري با زنان و دختران است (که در برخي موارد بسيار ناشايست و تاسف بار است) مورد عنايت قرار داده است؟

مسئولين نيروي انتظامي اجازه برخورد در حد دستگيری، توقيف ماشين، تعيين جريمه، پرونده سازی و ... با افراد بدحجاب را صادر مي کنند درحالی که آنان ضابطان قضايي بوده و حکم بايد توسط قاضی در دادگاه صالحه صادر شود. از طرفی مسئولين قوه قضائيه اظهار مي کنند که موضوع بدحجابی در قوانين ايران به عنوان جرم تعريف نشده است بنابراين نمي توان با آن برخورد قضايي کرد ولی آقاي مرتضوي دادستان تهران که نهاد تحت امر ايشان يکی از زيرمجموعه های قوه قضائيه است، تا آن جا پيش مي روند که از زنداني کردن و تبعيد زنان خبر مي دهند؟! ازمسئولين محترم انتظار داريم اين تناقض هارابرای شهروندان کشورحل کنند و مشخص کنند هر دستگاهی دارای چه وظايف و عملکردی است؟ اين گونه تداخل دروظايف، شهروندان را دچار سردرگمی و کشور را با بحران بيشتر مواجه خواهد کرد.
زمانی که خبر تربيت پليس زن مطرح شد بارقه ی اميدی در دل زنان دميده شد زنان اميدوار بودند که حضور زنان پليس در سپهر اجتماعی امنيت و آرامش بيشتری برای شهروندان به ارمغان آورد.

خانم هاي پليس شما خواهران و دختران ما هستيد، کمي در مورد ماموريت هايي که به شما داده مي شود تامل کنيد و آن گاه وارد عمل شويد! آيا هرگز از خود پرسيده ايد که شما را به رودرويي با چه کساني گماشته اند؟ آيا گروه هدفي را که براي شما تعريف کرده اند، برای خودتان قابل توجيه است؟ حد و حدود حجابي که شما را براي مبارزه با نوع بد آن مامور مي کنند تا کجاست؟ ميزان کوتاهي شلوار، بيرون بودن مو، کوتاه و تنگ بودن مانتو و غيره، شما نيک می دانيد که اين امور نسبی است و مي تواند از فردي به فرد ديگر با برداشتي متفاوت و بالطبع واکنشی متفاوت همراه باشد. اين گونه اقدامات ناهنجاري های اجتماعی را به محافل مخفی و پستوها خواهد کشاند و فقط تاحدودی صورت مسئله را پاک خواهد کرد ولی مشکل اصلی همچنان پای برجا خواهد ماند. لذا توجه شما را به اين گونه تصميم گيری ها بر عليه زنان جلب می کنيم و اين نحوه برخوردها را بيانگر ناتوانی مسئولين در حل و فصل ريشه ای مشکلات اجتماعی و دست يابی به يک سياست گذاری منسجم، با ثبات و پايدار می دانيم. از اين رو از شما انتظار داريم به عنوان يک "زن" بيش از هرچيز به جاي مبارزه با معلول به علل و ريشه هاي مشکلات بينديشيد و به راه حل های عملی، باثبات و تاثيرگذار فکر کنيد، در غيراين صورت هر اقدامي بي نتيجه خواهد ماند. آيا مشکلاتی چون روسپيگری، اعتياد، جرايم گوناگون، ايدز، تجارت زنان و مسائلی از اين قبيل، که در دهه های اخير به طور اخص دامن گير زنان جامعه شده است و مرتبا از طرف ارگان های ذيربط آمار روبه رشد آنان اعلام می شود! نسبت به پوشش زنان از اهميت کمتری برخوردار است که مورد غفلت قرار گرفته است؟ دخالت شما خواهران نيروي انتظامي در جايي که فساد و اخلال در نظم عمومي ديده شود بسيار ضروري و شايان تقدير است ولي در غير اين صورت وظيفه شما با ساير شهروندان يکسان خواهد بود. ما زنان انتظار داريم سيستمی را که در آن فعاليت می کنيد به سوی قانونمندی و شهروندمداری سوق دهيد ونگوئيد که ما ماموريم ومعذور، زيرا در يک حکومت اسلامی يک مامورمسئول است و نه معذور و نگذاريد که تفکر مردسالارانه شمارا نيزبه ورطه خود کشدوبه دست شما بازتوليد شود.

البته می بايست تصريح کرد که بدحجابي با بي بندوباري متفاوت است ولي بايد ديد که گروه دوم چرا به اين ورطه افتاده اند به هر دليل، خشونت و زور عاملی برای تغيير اين گروه نيز نخواهد بود، مگر آن که شرايط اجتماعي تغيير کند و براي اين افراد امکان يک زندگي سالم مهيا شود. بنابراين برای ايجاد تغيير در گروه دوم سياستگذاران بايد تلاش کنند، باهدف گذاري صحيح و برنامه ريزي، به قاعده مند کردن نظام اجتماعي بپردازند. زيرا پديده بي بندوباري و بي حجابي ارتباط مستقيم با رابطه دولت- ملت و مسائلی دارد که ناشي از بي برنامگي در سطح کلان کشور است.

در سال هاي گذشته عده اي تلاش کردند که رابطه ی مدت ها مخدوش شده بين نيروي انتظامي و شهروندان را به شرايط مطلوبي بازگردانند ولي مسئولين فعلي با اشتياهات خود مجددا در حال دامن زدن به بي اعتمادي و عدم همکاری بين پليس و شهروندان هستند. اين خود زنگ خطري در ايجاد فاصله بيشتر بين دولت و ملت است.

بايد اذعان کرد سياست هايي که 27 سال تجربه شده و نتيجه نداده است همچنان تداوم دارد. اين سياست ها بيش از آن که به حفظ امنيت و مديريت بحران (بحراني که کل جامعه را فرا گرفته است) کمک کند، خود مخل امنيت و مسبب سلب حقوق شهروندان شده است. از اين رو از مسئولين نهادهاي مرتبط مصرانه خواستار تجديد نظر اساسي در نحوه واکنش ها، سياست گذاري ها و برنامه ريزي ها برای برقراری امنيت اجتماعی و اخلاقی خصوصا درمورد پوشش زنان و برخورد با آنان تحت عنوان بدحجاب هستيم.

ما زنان، آقاي احمدي نژاد را به مرور شعارهاي زمان انتخابشان فرا مي خوانيم و از ايشان مي خواهيم که به نهادهاي تحت امرشان دستور توقف برخوردهاي نظامي و قضايي با زنان را صادر کنند. در ضمن يادآور می شويم شاخص ارزيابی ميزان احترام به مقام زن در نزد دولت مهرورز و عدالت محور، شيوه عمل و برخورد با نيمی از جمعيت کشور است.

اعمال مديريت صحيح و متناسب با شئون اجتماعي شهروندان را مجددا به رئيس جمهور محترم يادآور مي شويم و اعتقاد داريم که اين گونه برخوردها در شان زنان جامعه ايران نيست. دولتمرداني موفق به پيوند ارگانيک با ملت خود خواهند شد که خواسته ها و نيازهاي روز جامعه و شهروندان را بشناسند و به مطالبات آنان پاسخ متناسب با شرايط زمان و مکان بدهند.


|+| نوشته شده در 86/05/10 | نوشته شده توسط رحيم
شیرین عبادی:مادران دانشجویان بازداشت شده از حق فرزندانشان نمی گذرند 

کانون زنان ایرانی - ترانه بنی یعقوب:" دیروز مادران دانشجویان بازداشت شده به دیدار شیرین عبادی؛ حقوقدان رفتند تا احساسات و نگرانیهای مادرانه شان را با او در میان گذارند. "

شیرین عبادی با روِیی گشاده و لبخندی بر لب به استقبال آنان می شتابد تا در اتاقی کوچک از دفتر وکالتش به دغدغه های این زنان گوش بسپارد.

در این جمع کوچک احساسات و عواطف مادرانه بیش از هر چیزی به چشم می خورد مادربهاره هدایت و محمد هاشمی کنار یکدیگر نشسته اند مادر دو دانشجوئی که روز 18 تیرماه همراه با چهار عضو دیگر دفتر تحکیم وحدت مقابل دانشگاه امیر کبیردستگیر و روانه زندان اوین شدند. مادر محمد هاشمی با نگرانی و دلهره از وضعیت نامعلوم فرزندش و بی نتیجه بودن پی گیریهایشان برای خبر گرفتن از او می گوید.

شیرین عبادی که با دقت به حرفهای او گوش می دهد ، می گوید" :از همه مراجع قضائی داخلی استدعا دارم که کمک کنند تا هر چه زودتر این بچه ها که از بهترین فرزندان این مرز و بوم هستند به آغوش خانواده هایشان بازگردند جای این بچه ها نه در زندان که کنار خانواده و در دانشگاه است."و بلافاصله ادامه می دهد":ما از همه امکانات خود برای اینکه بی گناهی این دانشجویان را اثبات کنیم استفاده خواهیم کرد"

اما در این جلسه اعضای کمیته مادران کمپین یک میلیون امضا هم حضور دارند تا همدردی شان را با دیگر مادران نشان دهند. مادر امیر یعقوبعلی فعال جنبش زنان نیز در این جمع حضور دارد. امیر 20 روز قبل هنگام جمع آوری امضا برای این کمپین دستگیر و روانه زندان شد. مادر امیر با بغضی فرو خورده در گلو از بی گناهی فرزندش می گوید و اینکه هفته هاست از او خبری ندارد و حاضر است برای دیدن و آزادی فرزندش هر کاری انجام دهد.

پروانه اسانلو؛ همسر منصور اسانلو فعال جنبش کارگری هم از وضعیت نامعلوم همسرش میگوید. اسانلو برای چندمین بار به دلیل دفاع از حقوق صنفی کارگران دستگیر وروانه زندان شده است پروانه اما با لحنی محکم به مادران نگران دانشجویان دلداری می دهد.

چند دقیقه ای از جلسه می گذرد که مادر احمد قصابان و احسان منصوری از دیگر دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیر کبیر هم از راه می رسند.دانشجویانی که سه ماه است دربند 209 زندان اوین به سر می برند.آنها از وضعیت نامناسب نگهداری فرزندانشان در زندان اوین گلایه مند ند .

مادر احسان منصوری با چشمانی اشک آلود از فرزندش که صبح به ملاقاتش رفته بود و حال نامناسب روحی اش می گوید و از وضعیت او اظهار نگرانی می کند.
مادر احمد قصابان هم با بغضی در گلو از تیکهای عصبی پسرش تعریف می کند ": پسرم با مشکلات روحی و جسمی متعددی روبه رو شده در حالیکه پیش از آن هیچ مشکلی نداشت."
در همین موقع مادر محمد هاشمی هم از وضعیت پسرش دربند 209 زندان اوین می گوید":مدام خبر می رسد که محمد هنگام بازجوئی بیهوش شده و این ما را در وضعیتی که او اصلا به ما تلفن هم نمی زند بسیار نگران می کند." گفتگوها و درد دلها با شیرین عبادی که با هر جمله اش قصد دارد به آرامش بیشتر مادران مضطرب کمک کند ادامه می یابد:
" مادران هرگز از حق فرزندان شان نمی گذرند و تمام تلاش خود را برای آزادی فرزندانشان به کار خواهند بست .احساسات مادرانه ورای هر احساس دیگری است." با این جمله مادران دانشجویان بازداشت شده با قلبی مصمم بانوی صلح ایران را ترک می گویند تا در جهت آزادی فرزندانشان تلاش بیشتری کنند.

|+| نوشته شده در 86/05/10 | نوشته شده توسط رحيم
امنیت اجتماعی یا توهین به شعور شهروندان ،آزاد روشنی 

چیزی که در برخوردهای اخیر خیابانی با مردم و اکثرا زنان این مرز و بوم بیش از خود مساله آزار دهنده است، عنوانی است که بر آن نهاده اند: طرح امنیت اجتماعی. در این نوشته سعی بر این دارم که موضوعیت این عنوان رادر مورد برخوردهای فعلی با نوع پوشش شهروندانْ بطور مختصر نقد کنم.

استدلالی که برادران متفکر ما در نیروی انتظامی و دیگر ارگانهای حامی در بکار بردن این اصطلاح از آن استفاده می کنند را می شود بطور خلاصه اینگونه خلاصه کرد :"بد پوششی زنان(چیزی که با تعبیر آنها عدم پوشیدگی کامل قسمتهای تحریک کننده است) باعث می شود مردان سر به راه از راه بدر شده و دست به اعمال غیر معقولی مثل تجاوز بزنند که باعث نا امنی برای زنان می شود و در واقع زن بدپوشش خود شریک فرد متجاوز در جرم تجاوز(یکی از مصداقهای بارز نا امنی) است و مستوجب برخورد انتظامی قضایی".

نکته اولی که به نظر من حائز توجه است بی توجهی برادران به استدلالی مشابه در مورد دیگر موارد جرم و جنحه است. مثلا دزدی: با استدلال مشابه برادران نیروی انتظامی وظیفه دارد تمامی اتومبیل های مدل بالا و گران قیمت را از زیر پای صاحبانش بیرون کشیده و ضبط کند و با صاحبان آن خودروها برخوردی قضایی در حد خود دزدان داشته باشند؛ چرا که آنها باعث می شوند افراد معمولی و پاک به دزدی تحریک شوند. یا حتی همه مردم ساکن خانه های ویلایی شمال شهر را باید مجبور کنند با هر وضع مالی ای که دارند به آپارتمان های قوطی کبریتی هم شکل نقل مکان کنند و در صورت اسرار بر محل سکونت فعلیْ دست صاحبان خانه های آنچنانی را به جرم شراکت در دزدی(به دلیل تحریک جناب دزد به دزدی) تا حتی مچ ببرند. دیگر کسی حق ندارد در خیابان لپ تاپ به دوش بیاندازد یا عینک آفتابی بزند. حتی کیف پول شما هم اگر قلمبه بود، نیروی انتظامی باید وارد عمل شده و با شما چونان یک مجرم رفتار کرده و شما را با خشونت بازداشت نماید. یا حتی قتل: شما حق ندارید اگر همسر جذابی دارید با او در خیابان قدم بزنید؛ چراکه ممکن است فردی به شما حسادت کند و شما را با چاقو مورد تعرض قرار دهد؛ حتی قدم زدن تنها در یک کوچه خلوت هم مانند خود قتل نیاز به برخورد انتظامی دارد. در مواردی اینچنین می توان شما را به دلیل شراکت در قتل خودتان(به دلیل حضور در شرایطی که اشرار را تحریک می کند) به قصاص هم محکوم کرد. و زمانی که همه این شرایط برقرار شد (که به نظر من تنها با پایین کشیدن کرکره حوزه عمومی زندگی مردم امکان پذیر است)، نیروی انتظامی به نظر دیگر وظیفه ای جز استراحت و پا روی پا انداختن نخواهد داشت. لازم به ذکر است تفاوت است بین توصیه های امنیتی درباره رعایت یک مساله و مجرم شناختن کسی که آنرا رعایت نکرده. مثلا نیروی انتظامی در همه دنیا توصیه می کند تنها به محله های خلاف مخصوصا تنها رفت و آمد نکنید اما هیچگاه فردی را به دلیل تنها بودن در چنین مکان هایی به عنوان مجرم دستگیر نمی کند. در نهایت این که برادران در بدعت شگفت انگیز خود (مجرم شناختن قربانی) و در بین این همه موارد جرم و جنحه و تنها روی این یک مورد(تجاوز به عنف) تاکید دارند، به نظر دم خروسی می آید که به هیچ روی پنهان کردنی نیست.

اما نکته دیگری هم که دوستان یا واقعا نمی دانند یا به عمد چشم هایشان را بر روی واقعیت بسته اند، امنیت بیشتر (لااقل از نظر تجاوز و خشونت های آشکار و پنهان نسبت به زنان) در کشورهای غربی است. بر اساس همه آمارها کشوری چون سوییس(که اصولا به امنیت شهره است) یا کشورهای اسکاندیناوی و کانادا (که در هیچکدام مساله حجاب اجباری وجود ندارد) از نظر امنیت در مرتبه بسیار بسیار بالاتری از ما در رده بندی های رسمی جهانی قرار دارند. حتی برای احساس این مساله نیازی به آمار و ارقام هم نیست؛ کافی است یک سفر کوتاه به همین کشورهای توریستی همسایه (مثلا استانبول ترکیه)کرده باشی تا ببینی در چه امنیت بیشتر و گسترده تری می توانی به عنوان یک زن(حتی بدون حجاب یا در تاریکی شب) در اجتماع حضور داشته و حتی با نگاه های آزاردهنده (که یکی از رایج ترین نوع خشونت پنهان اعمالی بر زنان است)، تقریبا برخورد نکنی؛ چه برسد به مراتب بالاتر خشونت.
نکته آخری که درباره این تعبیر به نظر من می رسد نگاه بسیار تحقیرآمیز به مرد است: این نوع استدلال این پیش فرض را درخود نهفته دارد که مردان مانند حیواناتی شهوتران اند که توانایی کنترل بر غریزه خود را ندارند و جالب است که حتی به مخیله برادران خطور نمی کند که چرا احتمال اش را نمی دهند که بر عکس این مساله هم بر قرار باشد؟

لازم است تذکر بدهم که ما داریم بر اساس گفتمان برادران که می خواهند حرکت خود را علمی بنمایانند بحث می کنیم و قرار نیست به تعبد دینی بپردازیم و بر آن اساس به تفاوت عمیق فطری زن و مرد برسیم. به علاوه به چه عنوان غریزه حیوانی(بر فرض درست و به این شدت یک طرفه بودن این مساله) اینجا از نظر نهادی چون نیروی انتظامی اصالت پیدا می کند؟ بر این اساس طبعا باید با اشکال دیگر این نوع غرایض چون شهوت قدرت و برتری جویی هم برخورد مشابهی داشت: کسی که به دلیل حسادت دیگری را می کشد چون بر اساس غریزه بوده تقریبا تبرئه است و طرفی که دارای برتری بوده مجرم اصلی است. در اینصورت انگیزه ای برای پیشرفت انسان و ساختن جامعه ای فرا حیوانی باقی می ماند؟ یا مثلا آیا باید همه مردان ضعیف الجسه را از سطح جامعه جمع کرده و به کانون های ورزشی پادگانی فرستاد با این تحلیل که آنها خودشان عامل کتک خوردن خود از فرد زورمند ترند؟ شاید بشود توصیه کرد؛ ولی جرم دانستن و برخورد پلیسی با لاغری توجیهی دارد؟ پس اصولا حکومت برای چه تشکیل شده؟ آیا وظیفه یک حکومت با بازوانی به نام نیروی انتظامی و هدف صرف این همه بودجه(که از جیب ملت می رود) بر قراری شرایط انسانی و نفی اصالت حیوانیت نیست؟ آیا این نوع ادبیات برادران باز تولید تفکر اصالت توحش نیست؟

امنیت اجتماعی یا توهین به شعور شهروندان ،آزاد روشنی

در پایان باز هم روی این مساله تاکید می کنم که در این مطلب بیشتر هدف عنوان "امنیت اجتماعی" است و اصولا استناد به استحکام نهاد خانواده یا نوع روابط جنسی و دیگر موارد برای نقد این نوشته موضوعیت ندارد؛ در آن صورت باید با عنوان بر فرض مثال "طرح استحکام خانواده و مبارزه با بی بند و باری" وارد گود می شدند که البته برای این دسته عناوین هم جای نقدهایی جداگانه باز است که در این مطلب نگنجیده و اصولا با هدف آن یعنی نقد مطرح شدن حجاب تحت عنوان "طرح امنیت اجتماعی" تطابق ندارد. و اگر برادرانن می خواهند نهایتا به استدلالاتی خاص بر اساس پیش فرضهای عرفی(برای جامعه ما طبعا سنتی فرض اش می کنند که البته باز هم جای بحثی جداگانه دارد) یا دین تعبدی باز گردند، باید برای اینگونه طرحهای سازمان یافته خود عنوان دیگری را انتخاب کرده و بدین شکلْ بی منطقْ سعی در مربوط کردن مسائل نامربوط نداشته نباشند: بزنند؛ ببندند؛ اراده خود را بر اساس خواست اقلیت با اکثریت (فرقی نمی کند) اعمال کنند؛ اما لااقل در پی توجیه کاری که هیچ مدرنیستی بر اساس هیچ تعریفی از مدرنیته پذیرفته نمی داند، با استفاده از مفاهیم مدرنی چون "امنیت" یا "اجتماعی"، نباشند؛ و به این مساله را مد نظر داشته باشند که این برخوردْ توهین به شعور و زیر سوال بردن انسانیت شهروندان است.

|+| نوشته شده در 86/05/10 | نوشته شده توسط رحيم

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ