تبليغاتX
انتقاد

enteghadirani

رحيم

enteghadirani

http://enteghadirani.blogfa.com

انتقاد

انتقاد

انتقاد

مقاله های انتقادی و اخبار

انتقاد

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

انتقاد
مقاله های انتقادی و اخبار


لينک دوستان


آمار و امکانات



تبليغات

تبليغات
محل تبليغ شما

اعتصاب غذای یک پژوهشگر زندانی در گوهردشت

شیرین فامیلی

به گفته يک فعال حقوق بشر در اروپا، پزشکی که به دليل بنيان گذاشتن انجمنی به نام «کانون نخبگان ايران» در زندان به سر می برد، از روز جمعه در اعتراض به وضعيت زندان و عدم دسترسی به دارو، دست به اعتصاب غدا زده است.

مصطفی علوی جدائی، پزشک، نويسنده و رئيس «کانون نخبگان ايران» در اسفندماه سال گذشته بازداشت شده و بعد از مدتی حبس در بند ۲۰۹ زندان اوين، در شهريورماه به زندان گوهردشت کرج منتقل شده است.

صادق نقاشکار، فعال حقوق بشر مقيم اروپا، درباره وضعيت این پژوهشگر زندانی به راديو فردا گفت: «آقای علوی در بند چهار زندان گوهردشت شرايط خيلی بدی دارد. به خصوص در چند روز اخير که سرمای شديدی در تهران وساير استان ها حاکم است، مسئولان زندان وسائل گرمازا را قطع کرده اند. کيفت غذا نیز به مراتب بدتر شده و بنا به گفته خانواده اش او دچار ناراحتی ديابت حاد و وابسته به انسولين است.»

مصطفی علوی به دليل تاسيس کانون نخبگان ايران، به «تشکيل جمعيت غير قانونی» متهم شد و در دادگاه بدوی به همين اتهام محاکمه و به دوسال حبس تعزيری محکوم شده است.

مصطفی علوی به دليل تاسيس کانون نخبگان ايران، به «تشکيل جمعيت غير قانونی» متهم شد و در دادگاه بدوی به همين اتهام محاکمه و به دوسال حبس تعزيری محکوم شده است.

اما به گفته خانواده و بستگان آقای علوی، «کانون نخبگان ايران» در سال ۱۳۸۵ با مجوز رسمی وزارت کشور تاسيس شده است.

به گفته منابع نزديک به اين کانون، اين گروه از شخصيت های مستعد علمی در ايران تشکيل شده و از جمله اهداف آن «گسترش فعاليت های آکادميسين های ايرانی و برقراری ارتباط آنها با مراکز بين المللی علمی و پژوهشی» است.

او چندی پيش در نامه ای از درون زندان، خطاب به مجامع بين المللی مدافع حقوق بشر، بازداشت خود را «در چارچوب سياست های دولت ايران در زمينه محدود کردن فعاليت های سازمان های غير دولتی» ارزيابی کرد و نوشت که «با اتهاماتی واهی» ماههاست که در زندان به سر می برد.

صادق نقاشکار نيز در مصاحبه با راديو فردا از «افزايش چنين بازداشت هايی در ايران» خبر داد و افزود: «بازداشت دکتر مصطفی علوی در ادامه روند افزايش پيگرد وبازداشت روشنفکران، روزنامه نگاران، فعالان مدنی، کارگری، دانشجويی و زنان انجام می گيرد که با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد آغاز شده و در ماه های اخير روند اين بازداشت ها به اوج خود رسيده است.»

سازمان ديده بان حقوق بشر، بارها در بيانيه هايی اين بازداشت ها را محکوم کرده است و درآخرين گزارش اين سازمان که در ماه جاری منتشر شد، آمده است که جمهوری اسلامی «با اتکا به قوانين امنيتی متعدد هر نوع ابراز عقيده علنی را سرکوب می کند و افراد بازداشت شده را تقريبا بدون روشن بودن اتهام و دسترسی به وکيل مشمول حبس های انفرادی و طولانی مدت می کند.»

مصطفی علوی نويسنده و پژوهشگر نيز حدود ده ماه است که در زندان به سر می برد و تاکنون از داشتن وکيل محروم بوده و خانواده او نيز تا به حال ملاقات حضوری با وی نداشته اند


|+| نوشته شده در 86/10/23 | نوشته شده توسط رحيم
موضوع: مقاله
دلايل به كنار، اشك ها چه مي گويند

ايمان پاك نهاد

وقتي از دالان خيلي باريك با يك جوي آب باريك تر در وسطش در يكي از جنوبي ترين محله هاي تهران عبور مي كردم تا به محل مورد نظر برسم، شايد هرگز به اين فكر نبودم كه خانواده دكتر زهرا در آن خانه چه تاملات عميقي در ذهن دارند.

بيش تر به اين فكر مي كردم كه حقوق بشر _ و در صورت پذيرش جرم دكتر زهرا _ حقوق يك بازداشت شده پايمال شده است. مثل هميشه به علت جويي و چرا ها مي انديشيدم. به اين كه يك فرد چگونه مي تواند در 15 يا 20 دقيقه يا هر چند ساعت تلخ ديگر خودكشي كند. آخر مگر امكان دارد در يك بازداشت گاه آن هم از نوع امر به معروف و نهي از منكر كسي بتواند خود را با پارچه تبليغاتي حلق آويز كند. ذهنم درگير اين بود كه در جايي كه هر نوجواني با پوشيدن يك جليقه و انداختن يك چفيه دور گردن حكم يك مامور را دارد، چگونه مي شود در رفت و آمد هاي اين افراد كسي بميرد و هيچ كس با خبر نشود. تصوير آن بازداشت گاه و افراد داخل آن مدام در ذهنم رژه مي رفتند.

داخل خانه شدم. خانه اي كه در كوتاه بي كوبه اي داشت و بايد خم مي شدي تا بتواني عبور كني. بافتي سنتي و كهنه كه از در و ديوار خانه پيدا بود. دو اتاق كوچك تو در تو و تاريك كه از پنجره يكي از آن دو اتاق، حيات خانه ديده مي شد. يك بند رخت با چند لباس آويز شده از اين طرف تا آن سوي ديوار حيات كشيده شده بود. تصور اين كه در چنين خانه اي دكتر زهرا تربيت شده و برادرش هم در رشته فني فارغ التحصيل شده سخت بود. اما پدرش مي گفت:‌‌‌‌‌‌" وقتي براي گرفتن وضو براي نماز صبح به حيات مي رفتم، چراغ اتاق زهرا هميشه روشن بود."

مادر در ميان حرف هاي پدر گفت: "مي خواست تخصص بگيرد. يا اورولو‍ژي يا قلب عروق اما دخترم را كشتند."

پدر سعي مي كرد تا پيش مادر و برادر زهرا خويشتن داري كند اما زاري مادر و اشك هاي برادر، گاه او را مجبور مي كرد تا با سر انگشتش گوشه چشمش را پاك كند.

ديدن اين اشك ها همه سوال هايي را كه در ذهن داشتم به كناري وا نهاد. طوري كه اين جمله را مدام در ذهنم تكرار مي كردم: «دلايل به كنار، اشك ها چه مي گويند...»


|+| نوشته شده در 86/08/23 | نوشته شده توسط رحيم
یکی ازخانندگان چنین نوشته بود:

((خاک وطن رفت. چه خاکی بسر کنیم؟
میانه بهت و ناباوریمان ترکمن چای تکرار شد. بی جنگ اما به بهای پامال کردن خون نیکانمان رژیم پاره ای از ایران زمین رابه بیگانگان بخشید. شرافتمان را به بازی گرفتند.هستی مان را به یغما بردند.پنجه خون آلود روسیه را بر پیکره مان نشاندند. سیاست مدبرانه میرزا آقاسی تجلی فقاهتی یافته است و *برای ذره ای آب شورخلیج فارس و دریای مازندران،نباید کام شیرین روسیه ء دوست را تلخ کرد. حق پنجاه در صدی آبهای تحت البحری ایران را تنها با سیزده درصد تعویض کرداند!!! ساکت ننشینم این معصیت سیاسیت. ایرانیان مام وطن را به رذالت بخشیده اند.چرا بی صدا غسل بر نعش وطن کنیم؟ به امضاء کنندگان اعتراضیه بپیوندید.
پاینده ایران))
ودرپایان هم بیان کرده بود:

((*تکثیر این اعلامیه و ظیفه ملی است. در انتشار آن و آگاهی رسانی عمومی کوشا باشید.
برای امضا ئ بیانیه واعتراض و ارسال آن به سازمان ملل متحد و رسانه ها به سایت منافع ملی ایران مراجعه کنید))((http://miiran.wordpress.com))


|+| نوشته شده در 86/08/05 | نوشته شده توسط رحيم

شعبده دولت خدمتگزار

بيژن صف سري http://bijan-safsari.com - یکشنبه 29 مهر 1386 [2007.10.21]

‏جمله‌اي از تولستوي با اين مضمون مشهور است که گفتني‌ها را بايد گفت‎ ‎اگرچه ‏بسياري آن را مي‌دانند اما جرات ابراز آن را، حتي براي خود ندارند و به باور اين ‏قلم، شناساندن ماهيت ايراني برهر ايراني از جمله‎ ‎گفتني‌هائيست که اگر چه همگان ‏خود مدعي بر واقف بودن آنيم، اما چون از‏‎ ‎ابراز آن ابا داريم، بايد آنقدر گفته شود تا ‏علاجي بر عارضه خود فريبي ما‏‎ ‎گردد‎.‎

مرحوم جمالزاده در کتاب خود بنام "خلقيات ما ايرانيان" توصيفي دارد که خواندني ‏است او مي نويسد ايرانيان کار دنيا را به جد نميگيرند، مگر در سه مورد ‏مخصوص،شکم،کيسه، و تنبان، و وقتي پاي اين سه چيز به ميان آيد يوسف‏‎ ‎را به ‏کلافي و خدا را به خرمايي مي‌فروشند....... ‏

يکي از دردسر هاي حرفه روزنامه نگاري در کشورمان اين است که همگان کمان ‏دارند روزنامه نگار از پس و پيش همه جريانات سياسي با خبراست و مي تواند ‏آينده بازي هاي سياسي را پيشگويي کند کافي است در جمعي حضور داشته باشيد و ‏در آن جمع بدانند که شما روزنامه نگار هستيد آن گاه با سيل پرسش هاي ريز و ‏درشتي مواجه خواهيد شد که وصفش به قلم نيايد، پرسش هايي از قبيل : پيام پوتين ‏چه بود؟ آيا استعفاي لاريجاني به دليل اختلاف با احمدي نژاد بود؟ آيا اين درست ‏است که بخشي از طلب روسيه از بابت نيروگاه بوشهر پرداخت شد تا پوتين حاضر ‏به ملاقات با رهبري گردد؟ بنزين آزاد مي شود يا نه و هزاران پرسش ديگر. ‏

الغرض چندي قبل در جمعي دوستانه بعد از آنکه چند ساعتي زير رگبار پرسش ‏هايي از قبيل آنچه گفته آمد قرار گرفتم آشنايي که ميدانستم ازپس سختي روزگار با ‏مسافر کشي امرار معاش مي کند بدون مقدمه به نمايندگي از سوي برخي از ‏همکارانم که منتقد دولت هستند به باد سر زنش گرفته شدم که چرا با دروغ و تهمت ‏زدن مردم را نسبت به دولت خدمت گذاربدبين مي کنيم و الخ... و بعد هم شروع به ‏گفتن ماجراي کرد که در ذيل به اختصارمي خوانيد: ‏

مدتها بود که بيکار بودم تا عاقبت با قرض و قوله پيش پرداخت خريد يک دستگاه ‏اتومبيل پرايد ازنوع ليزينک را فراهم کردم تا با مسافر کشي امرار معاش کنم اما دو ‏ماه از خريد ماشين گذشت و ازکارت سوخت خبري نشد به همه ارگان هاي ذيربط ‏هم مراجعه کردم اما جز وعده هاي سر خر من جوابي نمي گرفتم تا آنکه يک شب ‏وقتي عهد و عيال در خواب بودند کاغذ و قلمي برداشتم و يک نامه تند و آتشين براي ‏رئيس و جمهور نوشتم و در آن ياد آور شدم که حالا که پول نفت را بر سر سفره بي ‏نان ما نياوردي لااقل کارت سوخت ماشيني که به اقساط خريدم را بدهيد تا از عهده ‏مخارج عايله ام و مادر بيمارم بر آيم الغرض سه روز بعد از دفتر رئيس جمهور به ‏خانه ام تماس گرفتند و پس از دلجويي هاي فراوان مشکلم را به سردار...ارجاع ‏دادند تا بروم و کارت سوخت ماشينم را بگيرم و رفتم و با کلي احترام و عزت نه تنها ‏کارت سوختم را دادند بلکه يک خط هم به روي ماشينم انداختند تا بي درد سر مسافر ‏کشي کنم شب که به خانه آمدم باز از دفتر رئيس جمهور تماس گرفتند تا ببينند مشکلم ‏حل شد يا نه... و حالا خودم و زن و بچه هايم روزي هزار بار به جان اين دولت و ‏رئيس جمهور دعا مي کنيم و از اينکه در انتخابات به اين دولت راي نداده بودم از ‏خدا طلب استغفار مي کنم و...‏

آنچه گفته آمد دردي است که بخشي از مقوله جامعه شناسي است که نبايد با مقوله ‏هاي سياسي خلط مبحث شود چرا که امروزه علارغم همه انتقاد اتي که نسبت به ‏عملکرد دولت در تعاملات بين المللي وجود دارد و با همه بگير و به بند ها و ايضا ‏بيم و هراس هايي که از هجوم بيگانه به مام وطن در دل هاي آگاه و هوشيار سايه ‏افکنده، بخش عظيمي از جامعه امروز اين کهنه ديار فارغ از همه واقعيت هاي پنهان ‏و آشکار از نا کار آمدي سيستم حاکم بر اين آب و خاک گرفتار روزمرگي هاي ‏زندگي سخت و جانفرساي خود هستند که در اين رهگذر اگر با تضرع و توسل به ‏صاحب منصبان به کوچکترين حق مسلم خود دست يابند "آن را نه" حق "که ‏مرحمت و لطف زمامدارانش مي دانند و هرگز به قبول اين واقعيت تن نخواهد داد که ‏اگر اتومبيل بدون کارت سوخت تحويل گرفته است مسبب آن سيستم نا کار آمدي است ‏که با سهميه بندي کردن بنزين توليدات مرتبط با آن را بدون ارائه راه کار متناسب ‏تحويل مصرف کننده مي دهد."‏

شايداز همين رو است که سال ها پيش از اين روشنفکراني چون جمالزاده در توصيف ‏خلقيات مردم اين کهنه ديار مي نويسد:‏
ايرانيان براي حل و فصل معضلات امور و مشکلات خود ودنيا تنها به سه طريقه ‏معتقدند‎ ‎که عبارتست از سرهم بندي، ماست مالي، و روش مرضيه ساخت وپاخت، و ‏اين هر‎ ‎سه از مبتکرات فکر بديع و از کشفيات قريحه سرشار ايراني جماعت است که ‏الحق‎ ‎در اين ميدان گوي سبقت از جهان و جهانيان ربوده است‏‎.‎

بي گمان خواندن و شنيدن واقعيتهاي اين چنين از جامعه امروز اين کهنه ديار دل و ‏جان هر ايراني وطن پرستي را به درد مي آورد اما حقيقتي است که به دليل خود‏‎ ‎فريبي از ياد برده‌ايم و راه علاج اين عارضه تاريخي را بر خود بسته‌ايم و تنها ‏آنهائيکه به اين واقعيت تلخ پي برده‌اند با دلسردي از‏‎ ‎خود فريبي هموطنان خويش، يا ‏گوشه عزلت گزيدند و يا به اميد علاج اين‎ ‎عارضه دست به دعا بر داشتند و يا دست ‏کم همچون "فريدون توللي" شاعر‎ ‎توانمند اين آب و خاک که در سال ۱۳۴۰ وقتي از ‏سر پي بردن به خود فريبي‎ ‎هموطنانش دست از فعاليتهاي اجتماعي کشيد، با مخاطب ‏قرار دادن مردم اين کهنه ديار فرياد بر آورد که‏‎: ‎

ترسم ز فرط شعبده چندان....... کنند‎
تا داستان وطن باورت کنند‎
من رفتم از چنين ره، ديدم سزاي خويش‏‎
بس کن تو، ورنه خاک وطن بر سرت کنند‏‎


|+| نوشته شده در 86/08/01 | نوشته شده توسط رحيم

 تبعیض جنسیتی؛ حتی در سلب آزادی 

                                           

طبق آخرین آماری که مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی اعلام کرده، در طرح ارتقای امنیت اجتماعی و مبارزه با بد پوششی، 12 هزار نفر دختر و در مقابل، 254 نفر پسر در ماه های اخیر دستگیر و ارشاد شده اند.
نیروی انتظامی در آغاز اجرای این طرح از برخورد همزمان با دخترها و پسرها خبر داده بود و این که در راه مبارزه با بدپوششی، هیچ تفاوتی میان دختر و پسر قایل نخواهد شد.

کارشناسان و تحلیلگران، چه سیاسی و چه غیر آن، هماره برای بررسی و تحلیل دقیق یک طرح و برنامه به آمار رسمی ای که ارایه می شود استناد می کنند.

اگرمصداق های حکومت و نیروی انتظامی را در نوع پوشش خوب و بد باور داشته باشیم و به سطح شهر تهران (پایتختی که ساکنانش به نسبت دیگر شهرهای کشور، از آزادی نسبی دست کم در نوع پوشش برخوردار بودند) نگاهی بیفکنیم، مشخص می شود که بدپوششی پسرها، اگر نه بیش تر که در میزان برابری با دخترها قرار دارد.

اما آماری که نیروی انتظامی اعلام کرده خلاف این گفته را ثابت می کند. در چند ماهی که از آغاز طرح ارتقای امنیت اجتماعی گذشته، فقط 254 نفر پسر ارشاد شده اند. در حالی که میزان دستگیری و ارشاد دختر ها 12 هزار نفر بوده است. یعنی چیزی حدود 48 برابر. به عبارت دیگر دختران 48 برابر پسران امنیت اجتماعی را تهدید می کنند!

اما آیا این با واقعیت های جامعه سازگار است یا صرفا دیدگاه های جنسیتی حاکم بر حکومت، عامل به دست آمدن چنین تحلیلی است.
به نظر می رسد حتی در سلب آزادی های به حق هم، تبعیض جنسیتی به طور تمام و کمال اعمال می شود.
کافی است چند دقیقه ای مقابل گشت های ارشاد پلیس بایستید تا این مساله هم روشن شود.

آیا وقت آن نرسیده تا سیاست "مردان"ی که سودای دموکراسی به سر دارند کمی به خود بیایند و این اصل ابتدایی "مردم" سالاری یعنی "برابری اجتماعی" را هم عنایتی مبذول بفرمایند؟!


|+| نوشته شده در 86/06/04 | نوشته شده توسط رحيم

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ